زبان حيوانات
زبان سگ دشتي (سنجاب مرغزار)
کنستانتين
اسلوبودشيکف شايد در گذر از اين مانع از بقيه جلوتر باشد. وي استاد
بازنشسته زيستشناسي از دانشگاه آريزوناي شمالي است و دههها عمر خود را
صرف رمزگشايي سيستم ارتباطي سگهاي دشتي کرده است، گونهاي که بومي منطقه
فورکورنرز در جنوب غرب آمريکا هستند. آنها برخلاف نامشان، از خانواده
سگها نيستند و در واقع از جمله جوندگان محسوب ميشوند و براي هوششان هم
معروف نيستند. اما تا به حال، اسلوبودشيکف و همکارانش طي چندين کتاب و
مقاله در سه دهه اخير، شواهد محکمي ارائه دادهاند که نشان ميدهد اين
موجودات از زبان پيچيدهاي برخوردارند. همچنين خود وي ميتواند بخش زيادي
از اين زبان را بفهمد. سگهاي
دشتي وقتي يک شکارچي ميبينند،همديگر را با صدايي در گام بالا خبر
ميکنند. براي گوشي که با اين صداها آشنا نباشد، هر صدايي که سگهاي دشتي
از خود در ميآورند، شبيه ديگري به نظر ميرسد، در حالي که با هم
متفاوتند. اسلوبودشيکف اين صداي هشدار را سنگ روزتا ناميده است. وي صداهاي
هشدار و نيز رفتارهاي فرار در پاسخ به اين هشدارها را ضبط و نامگذاري
کرده است. سپس، وقتي خطر شکارچي در کار نيست، همين صداهاي هشدار را پخش
کرده و از رفتارهاي سگهاي دشتي فيلمبرداري کرده است. وقتي رفتارها در هر
دو حالت دقيقا يکسان باشند، ميتوانيم به اين نتيجه برسيم که به اطلاعات
مهمي در زمينه رمزگشايي زبان سگهاي دشتي رسيدهايم. و در واقع همين اتفاق
هم افتاد. همچنين وي کشف کرد که سگهاي دشتي براي هر گروه شکارچي،هشدار
متفاوتي دارند،مثلا در مورد گرگهاي صحرايي،انسانها يا سگهاي اهلي.
همچنين هشدار بر اساس رنگ، اندازه و شکل شکارچي فرق دارد. يعني صداي هشدار
وقتي شکارچي يک مرد قد بلند سنگين وزن با لباس آبي باشد، با زماني که يک
مرد لاغر و کوتاه با لباس سبزرنگ باشد، متفاوت است. يکي
از يافتههاي بسيار جالب محققين در اين زمينه اين بود که سگهاي دشتي در
مواجهه با يک موجود بيگانه جديد، يک هشدار جديد به کار ميبرند. مثلا وقتي
محققين يک جسم بيضيشکل بزرگ و سياه را وارد منطقه زندگي آنها کردند،
سگهاي دشتي از يک صداي هشدار تازه استفاده کردند. آنها نيازي نداشتند که
در اين مورد با هم بحثي داشته باشند يا به توافق نظري برسند. بنابراين به
نظر ميرسد که موجود جديد را توصيف ميکنند و در مورد اندازه، شکل و رنگ
آن از شيوهاي استاندارد استفاده ميکنند. همچنين
اسلوبودشيکف به اين نتيجه رسيده که مانند انسانها که زبانهاي مختلف
دارند، گروههاي سگهاي دشتي هم از گويشهاي متفاوتي استفاده ميکنند.
مثلا سگهاي دشتي گونيسون نميتوانند معناي صداهاي سگهاي دشتي مکزيکي را
بفهمند. سيستم
ارتباطي سگهاي دشتي تنها به صداهاي هشدار محدود نميشود. اسلوبودشيکف در
اينباره ميگويد:«سگهاي دشتي در بين خود چيزي دارند که من اسم آن را گپ
زدنهاي اجتماعي گذاشتهام. وقتي يکي زنجيرهاي از صداها را توليد ميکند
و يکي ديگر از ميانه جمع، با زنجيرهاي ديگر از صداها جواب ميدهد. من
ميتوانم بگويم که آنها پيامي رد و بدل ميکنند. اما چون تغييري در
رفتارشان نميبينم، نميتوانم بگويم که در مورد چه چيزي به تبادل پيام
پرداختهاند. در مورد گپ زدنهاي اجتماعي، من هيچ امکاني براي درک محتوا
ندارم.»
صحبت کردن دلفينها
اگر
موجود سادهاي مانند يک جونده ميتواند از اسمها و صفتها استفاده کند و
گويشهاي مختلفي داشته باشد، فکر کنيد موجوداتي با توانمنديهاي بالاتر
ممکن است چه چيزهايي در زبان خود داشته باشند. فيلها
براي مردگان خود مراسم سوگواري برپا ميکنند و حتي در مواردي از صداهاي
هماهنگ در زمان يورش به دهکدههاي انسانها استفاده کردهاند. در واقع
حيوانات پيچيده، لزوما به زبان براي برقراري ارتباط نياز دارند. به گفته
يکي از محققين، مردم تعجب ميکنند که گرگها چهطور اينقدر در شکار
هماهنگي دارند. اما آنها در واقع يک سيستم ارتباطي پيچيده دارند. دلفينها
را در نظر بگيريد. آنها گروههاي اجتماعي قوي تشکيل ميدهند و مطالعات
اخير نشان داده که به نوعي از فرهنگ برخوردارند. آنها تمايل به برقراري
ارتباط با دلفينهايي دارند که از ابزار مشابهي استفاده ميکنند. همچنين
صداهاي بسيار متنوعي دارند، که به نظر نميرسد بدون معنا باشند. آيا ما
هيچوقت ميفهميم که آنها چه ميگويند؟دانشمندان
نيم قرن است که براي رسيدن به چنين هدفي تلاش ميکنند. استان کوتساژ، مدير
آزمايشگاه شناخت و رفتار پستانداران دريايي در دانشگاه جنوب ميسيسيپي
در اينباره ميگويد:«ما در مقايسه با دهههاي پيش، اطلاعات بسيار بيشتري
داريم، اما هنوز تا رسيدن به يک تعامل دوطرفه راه درازي در پيش داريم.» به
گفته وي، بزرگترين مانع در حال حاضر اين است که نميدانيم واحدهاي زباني
دلفينها چيست. در
زبانهاي انساني، صداهاي تکبخشي و صوتها واحدهاي سازنده زبان هستند.
اما در مورد دلفينها چهطور؟ همچنين به گفته محققين، ما ميدانيم که
دلفينها از حالات بدني و لمس هم استفاده ميکنند. کوتساژ ميگويد:«حدس من
اين است که با مطالعه مراحل رشد زبان در بچهدلفينها، ميتوانيم به
واحدهاي زباني آنها برسيم. سپس مرحله بعدي اين خواهد بود که بفهميم ترکيب
آنها با هم چه معنايي دارد. دنيس
هرتسينگ و همکارانش در پروژه دلفين وحشي کشف کردند که دلفينها با اسم
يکديگر را خطاب ميکنند، صداهايي که دانشمندان آنها را سوتهاي امضايي
ناميدند. بنابراين، سوتها بايد بخشي از واحدهاي زباني باشند. اما صداهاي
کليک مانند و حالتهاي بدني چهطور؟به
باور کوتساژ ما بالاخره ميتوانيم اين رمز را کشف کنيم.اين در حالي است که
جاستين گرگ،از محققين يک مرکز مطالعه دلفين بينالمللي به نام پروژه
ارتباط دلفين معتقد است که دلفينها اصلا واحدهاي زباني ندارند. وي
ميگويد:«بعد از 50 سال مطالعه ارتباط دلفينها، به نظر نميرسد که آنها
از واحدهايي شبيه به کلمه استفاده کنند. بنابراين، موضوع مثل زماني که يک
زبان خارجي ياد ميگيريد يا کتيبههاي باستاني را ميخوانيد نيست و
نميتوان صداهاي دلفينها را در جستجوي واحدهاي زباني رمزگشايي کرد. دليلش
هم اين است که سيستم برقراري ارتباط در بين حيوانات با زبان انسانها
بسيار متفاوت است. زبان دلفينها، داراي مواردي مانند آنچه ما به عنوان
نشانهها و دستور زبان در زبانهاي انساني ميشناسيم نيست. در حال حاضر
هيچ دليلي وجود ندارد که باور کنيم عملکرد سيستم ارتباطي دلفينها شبيه به
ساختار زباني انسانها است و در نتيجه، ما بايد بدانيم که با يک زبان براي
ياد گرفتن مواجه نيستيم.» اما
کدام فرضيه درست است؟ به زودي زبان دلفينها را خواهيم فهميد يا اصلا
زباني در کار نيست؟ تنها زمان به ما پاسخ خواهد داد. با اين همه، اگر
سگهاي دشتي ميتوانند يک جسم غيرطبيعي را اينقدر راحت توصيف کنند، چرا
دانشمندان انتظار نداشته باشند که تعداد زيادي از ساير موجوداتي که به طور
اجتماعي زندگي ميکنند، چنين توانمندي داشته باشند.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:2 توسط شیری
|