طنز
بدترین قسمت دیدن یه آشنا توی تاکسی
اضطرابیه که تا مشخص شدن شخص حساب کننده کرایه ادامه داره
و مدام ذهنتو درگیر میکنه
یه ماشین لوکس شاسی بلند دیدم که سانروفشو باز کرده بود
و ۲ تا بچه سرشونو عاورده بودن بیرون مث چی حال میکردن
یاد بچگی های خودم افتادم همچنین حسی رو پشت وانت تجربه میکردیم !
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده!
که وقتی تنها یه گوشه حیات وایسادی !
یه نفر میاد و بهت میگه : با من دوست میشی !؟
رفتم تو کوه داد زدم .. یعنی از من خوشگل تر وجود نداره ؟
صدا اومد نداره نداره نداره … هچی دیگه مطمئن شدم برگشتم !
عطسه گرامی، یا بیا یا برو!
هیچ خبرداری که وقتی اون وسط گیر میکنی، قیافه آدم عین منگول ها میشه…؟؟
.
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 15:42 توسط شیری
|